دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

نفرین..

شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۱، ۰۶:۰۱ ب.ظ

شب هایم زیباست..
آن هنگام که تو هستی و من..
و من غرق تماشای تو...
آن هنگام که برای سخن گفتن با تو محتاج واژه ها نیستم..

اما..

صد نفرین
بر آن لحظه ای که تو دستانت را در دست خورشید می گذاری..
صد نفرین بر آن لحظه که تو را از من می گیرد..

نفرین من بر لحظه ای که از خواب می پرم!

دیشب که نیامدی خواستم من به خوابت بیایم...
اما نمی دانم چه غصه در دل داشتی که تا به سحر چشم نبستی!..
 

"sahab"


+"از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم خوابم می آید..
می گویم یارم می آید..
قرار ما همان رویای همیشگی..."


- پس از هر خداحافظی به سر قرار بر می گردم تا از خاک قدمت تبرکی بردارم...
 

نظرات  (۱)

۲۵ آذر ۹۱ ، ۲۲:۰۴ محمد مهدی ( من یک افغانی ام . . . )
قــــــرن هاست...
جستجوگـــر آدم هستــم
تا لــذت خـــوردن یک سیب ســرخ را
با او تجــربه کنــــــــــم
قرن هاست
...
مشکل از مــــــن نیست
نه مــــن
نه سیب ســرخ
نه شیــــطان
تـــــــــــو نایاب شـــده ای آدم

______________
سلام
خوبی خوشی
دعوتت میکنم بیایی به آخرین آپم
به نام "بیایید خاکی باشیم"
منتظرتم