دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

یک قدم تا خدا!

يكشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۸ ب.ظ

عارفی را پرسیدند: از اینجا تا به نزد خدای منان چه مقدار راه است؟

فرمود: یک قدم!

گفتند: این یک قدم کدام است؟

فرمود: پا بگذار روی خودت!

منبع:(وبلاگ الابذکرالله تطمئن القلوب)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۰۹
سحاب (فاطمه)

نظرات  (۸)

۱۱ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۰۰ ☂בُنیاے بـهـارے☂
سلام.
دعوتید.
آقا جان ...
دستهای هوایت چه سنگین است !
حالا که به سرم زد فهمیدم ...
پاسخ:
.................................. :(
باران میبارد
به دعای کداممان نمیدانم ؟؟
من همین قدر میدانم که باران صدای پای اجابت است
و خدا با همه ی جبروتش ناز میخرد
پس نیاز کن ...
پاسخ:
مرا یادکن آن دم که خدا راتلاوت میکنی،شایدبه صداقت تو،من نیزاجابت شوم..
گویند سلام طلائی ترین کلید برای صعود به تالار آشنایی هاست

پس صمیمی ترین سلام تقدیم تو باد

پاسخ:
سلام:)
پا بگذار روی نفست...
.
اینجوری بهتر بود:-)
پاسخ:
اینم خوبه ولی آدم باید اول پا بذازه روی منیتش برای رسیدن به خدا..."خدایا به جایی رسانم که دیگر خود را تو صدازنم!!"
ای امام زمان :
دلم تنگ است به تنگی کوچه های دلت
چشم به راهم با چشم های خسته ام
تو را میبینم با نگاه به رهبرم
ولی آدم ها کوور شده اند
چشم هایشان نه دل هایشان کور شده است
قلبشان بی احساس
دختران دیگر چادر فاطمه را نمیخواهند
چادر را ننگ خود میدانند و حرف از آزادی میزنند
شیعیانت را میکشند
دیگر چه میخواهی برای ظهور ؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
زمانی خواهد آمد که همه ی مردم دنیا مثل نفس کشیدن او را بخواهند...
یه زمونهائی می شه... دل تنگی تموم وجودتو می گیره ...انگاری تموم غصه های دنیا ...ریخته شده توی این دل کوچیک تو ...

هی به خودت می گی ...بابا ... دیگه تموم شد ..دوران این حرفها ...

اما هر کاری که می کنی می بینی ..نمی شه ...که نمی شه ...

به خدا دلت تنگ شده ...نه برای اونی که هر روز دل تنگش می شی ...نه ..برای اونی که غیر از خودتو ..خودت ...

هیچ کس دیگه نمی دونه ....

دیگه هیچ چیزی  نمی تونه تو رو آروم کنه ... حتی شونه های گرم اونی که ...روزی آرزوشو داشتی سر تو عاشقونه ..بزاری رو شونشو ...عاشقونه اشک بریزی ...

فقط و فقط ...دلت می خاد ... بری کنج یه اتاق ..سرتو بزاری رو دیوار ...و آروم ..آروم شروع کنی اشک ریختن

دیگه ...دیگه ...دیگه ....

بازم ترس برت داشته ....آه ..خدایا چند وقت بود که این ترس خوشمزه نیومده بود ..سراغم ...

آهای خدایا ...یه روز می رسه ...دیر یا زودش نمی دونم ...یه روز می رسه ...که فامیل و آشنا ...

دوست و همکار ... همدیگرو خبر می کنند ....حمید هم رفت ...به همین سادگی ....

آهای شهدا ...بازم داد و فریادم ....بیداد کرده ...

باید صدایتان کنم باز ...

آهای سید مرتضی ...آهای مصطفی ...آهای بهروز ... آهای سید مهدی ...آهای ...اهای ....

بخدا ...نه بلدم درست زندگی کنم ...نه درست بندگی ....اصلا عین آدم رفتار کردن هم بلد نیستم

بخدا ...دلم زود می ره ...دلم زود تنگ می شه ...دلم زود ...ع ا ش ق میشه ....

نزارید ...نزارید ...دست خالی بریم ...

بخدا ...اگه روی صفحه اول کارنامه زندگی مون ...ثبت نشه ...شهید .....

کلاه سختی سرمون رفته ...کلاه سختی
پاسخ:
جمله های آخر خیلی زیبا بود!!اگه ثبت نشه شهید کلاه سختی سرمون رفته.......
هوالعزیز
سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم
سلام.ممنون که بهم سرزدین
منتظرحضور شما
یازهرا
[گل][خنده][خنده][گل][شیطونک][شیطونک][گل]

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">