دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

شهید احد مقیمی (دوست جدیدم)

سه شنبه, ۳ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۰۶ ق.ظ

این پست رو هم مطالعه کنید: MyFriend

این شهید خوش سیما که واقعا به نظرم شبیه فرشته هاست

دوست شهید جدید من هست!

شهید احد مقیمی

زخمى شدن او را به مادرش خبر می دهند.

می گوید: می دانم احد شهید شده است!..

همه بچه‏ هاى بسیجى براى احد گریه می کنند.

همه اهل محل گریه می کنند. پیکر بی سر احد را آورده‏ اند. 

همه اشک می ریزند.

و مادر احد نُقل می پاشد و زینب‏وار دعا می کند.

خدایا! این قربانى را از ما قبول کن! این شهیدِ حسین است ....

 

 

برگرفته از کتاب مسافر ملکوت از انتشارات کنگره سرداران,امیران وشهدای آذربایجان شرقی:

آنقدر خودمانى شده ‏ایم که می ‏توانم به راحتى تمام حرف‏هاى خود را برایش بگویم. همیشه از شهادت می ‏گوید. همیشه از خدا طلب شهادت می ‏کند، می ‏خواهم بگویم: احد جان! دیگر بس است!..
آخر بزرگوار! می ‏گویى خدایا ما کى شهید می شویم!.. می ‏گویى… و احد می ‏بیند که انگار سخنم رنگ اعتراض دارد. رازى را برایم فاش می کند که یقین می کنم احد ماندنى نیست.
- امسال که خدمت آقا امام رضا بودیم، روز ۲۸ صفر، از آقا دست‏بردار نبودم الحاح و التماس می ‏کردم، یکى اینکه از آقا می خواستم به واسطه حضرت زهرا به مادرمان که ناراحتى قلبى دارد و اگر حادثه‏ اى پیش بیاید، احتمال دارد سکته بکند، صبر عنایت فرماید. و دوم اینکه در این عملیات شهید بشوم. آقا فرمود که بعد از شهادت تو، مادرت با افتخار به صحنه می آید… از حضرت رضا شهادت را هم گرفته‏ ام…
حالا می دانم که چرا احد این همه بی تابى می کند. این همه بی تابى از انتظار است. انتظار و بی تابى همیشه قرین هم‏ اند. و چه انتظارى اشتیاق انگیزتر از انتظارت شهادت…

....

از مخابرات لشکر زنگ می زنند که احد آقا شهید شده ، همراه با آقا مصطفى پیشقدم. روز بیست و پنجم دى ماه ۱۳۶۵، خمپاره‏اى در کنارشان منفجر می شود و هر دو شهید می شوند.
باور نمی کنم. می گویم: دو روز قبل احد آقا مرا راهى تبریز کرد. احد آقا شهید شده است!.. زانوانم سست می شود گویى تمام کوه‏ هاى عالم بر شانه من نشسته است. برادرِ احد آقا هم زخمى شده است. زخمى شدن او را به مادرش خبر می دهند. می گوید: می دانم احد شهید شده است!.. همه بچه‏ هاى بسیجى براى احد گریه می کنند. همه اهل محل گریه می کنند. پیکر بی سر احد را آورده‏ اند. همه اشک می ریزند. و مادر احد نُقل می پاشد و زینب‏وار دعا می کند. خدایا! این قربانى را از ما قبول کن! این شهیدِ حسین است ....

متن کامل در : (+)

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۳
سحاب (فاطمه)

نظرات  (۱۳)

سلام خواهر خوبم من اهل تبریزم و همشهری احد آقا و امروز هم سالگرد شهادت ایشان هست.حدود ده سالی میشه که خداوند بر من منت گذاشته و با خانواده این شهید آشنا شدم و رفت و آمد دارم.چند ماه قبل متاسفانه مادر ایشان به رحمت خدا رفت و به وصال فرزندش که خیلی دلتنگش بود رسید.احد اقا از شهدای محبوب تبریز هستند و هر وقت که به وادی رحمت بروی کمتر پیش می آید که کنار مزار ایشان کسی نباشه.
درود خدا بر همه شهیدان راه حق...

پاسخ:
سلام
متشکرم از این پیام خیلی ذوق زده شدم
تو سایت فردا رو نوشته تاریخ سالگردشون
چقدر دلم میخواس بتونم سالگردشون سر مزارشون باشم ...
دلم میخواد بیشتر باهاشون آشنا بشم
خدا مادرشون رو هم رحمت کنه

کاش باز هم بیای و دربارش برام بنویسی ...........................

هدیه شما حکمت 20 نهج البلاغه : از لغزش جوانمردان درگذرید، زیرا جوانمردى نمى‏لغزد جز آن که دست خدا او را بلند مرتبه مى‏سازد. 
آقای بهجت (رحمة الله علیه) :
روایت دارد که در آخر الزمان همه هلاک می شوند به جز کسانی که برای فرج دعا می کنند گویا همین دعا برای فرج یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است . همین مرتبه ای از فرج است .
مطلب دیگر این که اگر کسی دعا برای فرج بکند آن شخص معتقد به آخرین رکن ایمان است .
۰۶ دی ۹۲ ، ۱۳:۰۶ وخدایی که دراین نزدیکیست
برای پست بالا کاش نظر میشد بذاری :(

ولی فقط تیک موافقت زدم
دعای مادر...

...ویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.
 
به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.
 
برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان
 

سلام
به به خواهری ... چه کار خوبی...
ایشالله از این دوس شهید جونیام نصیب مام بشه
پاسخ:
:)
باید خودت بری دنبالش بگردی خانومی
سلام...

هرچه قدر می توانید....

http://zareh.blog.ir/post/273

۰۴ دی ۹۲ ، ۱۲:۱۹ وخدایی که دراین نزدیکیست
کسی که زیبایی اندیشه دارد،زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمیگذارد "شهید مطهری"

(حجاب آقایون)
۰۴ دی ۹۲ ، ۰۰:۲۰ علیرضا بیگدلی
سلام
شادی روح شهدا،صلوات....
۰۳ دی ۹۲ ، ۲۰:۳۹ پلڪــــ شیشـہ اے
مبارک

:)
این برادرا زیادشونم کمه! 

التماس دعا
پاسخ:
خدا زیادشون بکنه‏        ‏+محتاجیم به دعا
سلام

به به، چشمم روشن!
یه مدتی این طرفا نیومدم کنترل کنم،
اینه نتیجش؟؟؟!!!
اصن نباید به این نسل جوون اطمینون کرد!

:)

ولی راستش، ما هم داریم از این دوستا !!
پاسخ:
آره دیگه نسل جوون رو چشم ازش برداری کاری به کارش نداشته باشی زیاد گیر ندی!دنیا گلستان میشه :)

دیروز یه جایی میخوندم که نوشته بود یه غم بزرگ داریم وانم اینکه اگه شهیدنشیم مردیم ها مردم چه کار کنیم که شهید بشیم دوستان ورفیقایی که یکیشونو معرفی کردی وما تلاشمون اینه که با هاشون دوست بشیم اگه مارم بطلبن وبریم به دیدارشون باید اول اونا ازمون قولایی گرفتن شرطایی گذاشتن بهاونا عمل کنیم تا آدرس محل قرارو به ماهم بدن....

وگرنه مااگه به قولای اونا عمل نکنیم همیشه راه رو اشتباهی میریم ومیرسیم به دوستایی همفاز اجنبی وشیاطین تو آدرسی دهی منازل دوستان ورفیقان که ما از قافلشون جاموندیم ونبودیم که به قافله بپیوندیم ماروهم کمک کنینید تا به دوستان بی دوست شهید کمک کنیم

اگه مارو به خواهری قبول کنن وتوصیه های که به خواهراشون کردن که بعد اونا عمل کنیم مامام برادرانه وخواهرانه ادامه بدیم تا بشوند شفیع ورفیق ما
پاسخ:
ان شاالله
ولی این طرح دوستی با شهید که دوستان راه انداختن و ماهم خواستیم ادامه بدیم
در معرفی شهیدان عزیز واقعا خوبه
از دیروز چن نفر که اسمشونو لو نمیدم دارن تو نت واسه خودشون دنبال یه دوست مناسب می گردن!!!
(البته دوستی ما در حد فضای مجازی نمونده ها تصمیم داریم قرار بذاریم حضوری همو ببینیم!)
برادرتون رو عشقه
پاسخ:
:)
حالا کجاشو دیدین
این برادر ما یه آقای به تمام معناست
اگه همه آقایون یکمی مث داداش ما بودن دنیا گلستان میشد
یادشون گرامی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">