دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

تنهایی خدا

دوشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۳، ۰۲:۲۱ ق.ظ

 

بگمانم خدا نیزغرق در تنهاییست!

قل هوالله احد یعنی ای بنده من ...

من نیز تنهایم...

هیچ کس با من نیست!

تاخدا هست ولی هیچ کس تنهانیست ...

"sahab"

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۲۵
سحاب (فاطمه)

نظرات  (۵)

۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۳۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

من ستایشگر معلمی هستم که اندیشیدن

را بـــه مـــن بیاموزد نه انـــدیشـــه ها را ...

"شهید مطهری"


پاسخ:
هدیه شما حکمت 112 نهج البلاغه : هر کس ما آهل بیت پیامبر (ص) را دوست بدارد ، پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد .
خدایا...
یادم بده یادبگیرم یادم نره یادت کنم

پاسخ:
هدیه شما حکمت 112 نهج البلاغه : هر کس ما آهل بیت پیامبر (ص) را دوست بدارد ، پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد .
سلام

 

تو را که داند؟که:تو را((تو))دانی

تو را نداند کس.

تو را تو دانی بس!ای سزاوار ثنای خویش!

و ای شکرکننده عطای خویش!

رهی به ذات خود از خدمت تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز

و به کل خود از شادی به تو عاجز

و به توان خود از سزای عقل تو عاجز

پاسخ:
هدیه شما حکمت 108 نهج البلاغه :  به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آویخته که شگرف ترین اعضاى درونى اوست ، و آن قلب است ، که چیزهایى از حکمت ، و چیزهایى متفاوت با آن ، در او وجود دارد. 
پس اگر در دل امیدى پدید آید ، طمع آن را خوار گرداند ، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد ، و اگر نومیدى بر آن چیره شود ، تأسف خوردن آن را از پاى در آورد ، اگر خشمناک شود کینه توزى آن فزونى یابد و آرام نگیرد ، اگر به خشنودى دست یابد ، خویشتن دارى را از یاد برد، و اگر ترس آن را فراگیرد پرهیز کردن آن را مشغول سازد.
و اگر به گشایشى برسد ، دچار غفلت زدگى شود ، و اگر مالى به دست آورد ، بى نیازى آن را به سرکشى کشاند ، و اگر مصیبت ناگوارى به آن رسد ، بى صبرى رسوایش کند ، و اگر به تهیدستى مبتلا گردد ، بلاها او را مشغول سازد ، و اگر گرسنگى بى تابش کند ، ناتوانى آن را از پاى در آورد ، و اگر زیادى سیر شود ، سیرى آن را زیان رساند ، پس هر گونه کُندروى براى آن زیانبار ، و هرگونه تُندروى براى آن فساد آفرین است .
۲۵ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۳۵ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
:)

همین که خدا هست کافیست...
پاسخ:
حکمت 107 نهج البلاغه :  چه بسا دانشمندى که جهلش او را از پاى در آرد و دانش او همراهش باشد اما سودى به حال او نداشته باشد.

منم که سایه نشین وجود مولایم
کنیز خانه غم؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی هستم
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاسِ شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیدم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم
پاسخ:
حکمت 107 نهج البلاغه :  چه بسا دانشمندى که جهلش او را از پاى در آرد و دانش او همراهش باشد اما سودى به حال او نداشته باشد.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">