دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۳۱ مطلب در دی ۱۳۹۱ ثبت شده است

در شهری که مردمش عشق را با گاز زدن سیب سرخ می شناسند..

کسی نمی بیند که من و تو چه زهر نابی می خوریم..

"sahab"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۲۰:۵۳
سحاب (فاطمه)

حضرت آیت الله جوادی آملی

زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند..

خواسته یا ناخواسته دوستدار امام غایب اند نه امام قائم(عج)!

مطلوب اینان غایب آل محمد است نه قائم آل محمد(ص)..

+دوستدار امام غایبیم یا امام قائم؟؟

یا صاحب الزمان :
سال روز شهادت پدرگرامیتان تسلیت..
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۹:۲۴
سحاب (فاطمه)

باید دلتنگی هایم را هم دور بریزم..

مثل موهایم که یک قیچی خورد و خلاص!

"sahab"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۴:۳۸
سحاب (فاطمه)

مگر نه اینکه می گویند آخر خط اینجاست؟؟

پس چرا به راننده تاکسی که گفتم آخر خط مرا اینجا نیاورد؟؟

"sahab"

+...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۴:۳۴
سحاب (فاطمه)

حسود تر شده ام!

به "دوستت دارم" هم حسودیم می شود!

وقتی "ت" تو را به آغوش می کشد دیوانه ام می کند..

به جایش می نویسم: من تو را دوست دارم!

هرچند که باز هم از "من" فاصله داری..

"sahab"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۹:۲۷
سحاب (فاطمه)

گفتم:
تو که قرار نبود محصول خیالم را برداشت کنی پس چرا بذر محبتت را در دلم کاشتی؟..
خندید و گفت:
سو تفاهم شده!!

+فقط همین

"sahab"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۵:۳۸
سحاب (فاطمه)

بیچاره دلش خون است..

تا کارد نزنی نمی فهمی!

"sahab"


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۳:۲۴
سحاب (فاطمه)

دلم می خواهد مثل آدم های بی خیال

دستانم را پشت گردنم بگذارم

 تکیه دهم پشت صندلی

پاروی پا بیندازم 

بلند بلند سوت بزنم!

اما..

من که سوت زدن بلد نیستم..

پس بی خیال!

"sahab"
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۳:۱۸
سحاب (فاطمه)

طبق عادت همیشگی وقتی دیدم یکی بهم زل زده صورتمو برگردوندم..

بدهکار یه لبخند شدم واسه اون چشم های زیبا و نگاه معصوم..

فقط داشت نگام می کرد..

پسر همسایه رو می گم..

همون که می گنمعلول ذهنی هست..

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۳:۱۳
سحاب (فاطمه)

سرنماز که هستم مدام فکرم می ماند پیش وبلاگم!!

اما وقت نوشتن از خدا می نویسم..

به گمانم خدا هم مرا پشت کامپیوترم بیشتر دوست داشته باشد تا سر سجاده!!

"sahab"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۱ ، ۱۲:۰۵
سحاب (فاطمه)