دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

......................

......................................................!

................................................

............................

........................................

زبان نقطه ها را نمی فهمی؟...

دفتر خاطرات من خوب با این نقطه ها آشناست ...

اسمت را در بین این نقطه ها نمی بینی؟..

حرف های دلم را در بین این نقطه ها نمی خوانی...

این نقطه ها به تو می گویند که چقدر دلم برایت تنگ شده است...

"sahab"



 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۱ ، ۲۱:۰۸
سحاب (فاطمه)

عید من روزیست که ماه من پرده از چهره برکشد...

ماه من هنوز وقت دیدار نرسیده است؟...

اللهم عجل لولیک الفرج...

رمضان امسال هم بی تو افطار کردیم...

"sahab"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۳۶
سحاب (فاطمه)

مسافر رمضان...با توام!

یک روز دیگر از این سفر مانده است...

فقط یک روز...

این یک روز هم به چشم بر هم زدنی می گذرد...

 

نکند دست خالی از سفر برگردی..؟..

نکند سال دیگر نامت بین مسافران رمضان نباشد..؟..

نکند...

*مسافر سوغاتی من یادت نرود..سر سفره ی افطار یادم کن...

"sahab"
 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۳۷
سحاب (فاطمه)

رهبرم...

چه می شد وقتی دل من هم به لرزه می افتاد خبرت می کردند؟!

شاید میهمان خانه من هم می شدی...

"sahab"

+بازدید حضرت آقا از مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۴۱
سحاب (فاطمه)

یا مهدی..

بیا که قدس منتظر بوسه بر قدم های توست...

بیا که کودکان فلسطینی منتظرند تا شاید تو بیایی و با انگشتانت اشک از گونه های داغشان پاک کنی..

"sahab"

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۳۹
سحاب (فاطمه)

خدایا آرام که گهواره ی زمین را تکان می دهی این همه از قدرتت به وحشت می افتیم..

وای به حالمان آن روز که واقعا لرزه ی بزرگ زمین و زمان را احساس کنیم...


الهی..

دلم را که تو می لرزانی حرفی نیست دوست دارم این لرزه ها را شدید...

نگذار پایم بلغزد...

پا که ثابت باشد زمین هم بلرزد ترسی به دل راه نمی یابد...حتی در آن لرزه ی عظیم...

خدایا احساس می کنم شاید قدم بر زمین نهادی و آمدی تا در این شب عظیم

بنده هایت را خود از خواب بیدار کنی...که این چنین جای پای تو زمین را لرزاند...

خدایا ..

شاید هم تنزل الملائکته و الروح فیها را یرایمان معنا می کردی...

"sahab"

+آذربایجان تسلیت..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۸
سحاب (فاطمه)

بازهم جمعه ای دیگر می رسد...

نمیدانم فردا را با تو افطار خواهیم کرد یانه...

 

یا مهدی فاطمه ...

در این شب ها که پرونده ی اعمالم را به پیشگاه تو می آورند شرمسارم از دیدگانت...

 

خدایا ...

این روزها اللهم عجل لولیک الفرج را با ترس می گویم..

میترسم ...

می ترسم از زخم شمشیر این بار بر فرق مولا صاحب الزمان..

می ترسم از کوفه و کوفیان..

"sahab"

**************************************

تقصیر ماست غیبت طولانی شما بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

بر شوره زار معصیتم گریه می کنی جانم فدای دیده ی بارانی شما

پرونده ام برای شما دردسر شده وضع بدم،دلیل پریشانی شما

ای وای من! که قلب شما را شکسته ام آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟..

منبع:؟؟
 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۱ ، ۲۲:۴۴
سحاب (فاطمه)

الهی..

سرنوشت مرا خیر بنویس

و تقدیری مبارک ...

و مرا یاری ده تا

زود نخواهم هر آنچه تو دیر می خواهی...

و

دیر نخواهم هر آنچه که تو زود می خواهی....

(فرازی از دعای عرفه)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۴۵
سحاب (فاطمه)

خدایا..

اگر مرا به واسطه ی نافرمانی...

و استحقاق عقوبتها...

همردیف دشمنانت بگردانی....

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۵۷
سحاب (فاطمه)

آنقدر جسمت را برایم برهنه کردی
که یادم رفت روح عریانت چه شکلی بود!
آنقدر سعی کردی برجستگی های بدنت را نشانم بدهی
که وقت نشد یادت بیاورم که می توانی چه شخصیت برجسته ای باشی !
بیا و تمامش کن ، خودت را به یاد بیاور...

*منبع؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۱ ، ۱۲:۵۶
سحاب (فاطمه)