دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۳ مطلب در آبان ۱۳۹۱ ثبت شده است

تا ابد سیاه پوش حسینم...
برای چادرم فلسفه  از این زیباتر؟
ماتم حسین سالهاست مرا سیاه پوش کرده است...

حسین به خانمها درس نفوذ ناپذیری در برابر بیگانه را داده است...
سیاه رنگ حسین است!
رنگ عزت و نفوذ ناپذیری و شکست ناپذیری!

قدر ِ سیاهی ِ شب را، قرص ماه می داند
و قدر ِ سیاهی ِ چادر را، دختر مسلمان...

 

۳۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۱ ، ۱۴:۴۲
سحاب (فاطمه)

گاه آرام اشک می ریزد...

گاه بغض می کند...

و دوباره بغضش می شکند و ...

آسمان فهمیده..محرم نزدیک است...

او هم می داند که حسین به قربانگاه می رود...

اشک می ریزد به عشق حسین...

"sahab"



+ببار باران..ببار باران...

+نرگس:
عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد.
کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود . .

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۱ ، ۱۴:۰۵
سحاب (فاطمه)

بسم رب المنتظرالمهدی...
اگر تمام عالم را جست و جو کنی،دوستی همچون او نمی یابی که..
هرچند به یادش نباشی،تو را از یاد نبرد...
هرچند او را رها کنی،تو را رها نکند...

 
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۱ ، ۲۲:۳۱
سحاب (فاطمه)

 

 

 

 

 

 

 

 

نفس بکش...
نفس های عمیق و پشت سرهم...
حالا خوب بو بکش...بو بکش...
بوی خاک...خون...عطر حسین...
بوی محرم...

خوب گوش کن!
چه می شنوی؟
آه...گریه...مناجات های عاشقانه...شکر..
صدای پای محرم...

و چشم هایت را بگشا!
خوب نگاه کن!
چه میبینی؟...
"sahab"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۱ ، ۲۲:۰۸
سحاب (فاطمه)

 "چه کسی بود صدا زد سهراب؟"

من صدایت کردم...من صدایت کردم...سهراب...

گفته بودی قایقی خواهی ساخت..یادت هست؟

تو پرسیدی که من ازچه دلتنگ شدم؟؟.. یادت هست؟

گفته بودی "تا شقایق هست زندگی باید کرد!"یادت هست؟

بی "شقایق" چه کنم؟...

بیا سهراب...بیا شاید چینی تنهاییم بشکند...

 

"sahab"

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۱ ، ۱۴:۱۶
سحاب (فاطمه)

یعقوب تو یوسفت را یافتی خوش به حالت...
یوسف ما کی می رسد؟
چشم هایمان خیره به انتهای جاده ها خشکیده اند...

بوی پیراهن یوسف را می شنوم...

یوسف کی به کنعان باز خواهی گشت؟؟...


اللهم عجل لولیک الفرج...
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۱ ، ۱۰:۲۶
سحاب (فاطمه)

بیا...
به سمت من بیا...
بی رد پا بیا..
فقط بیا...
نزدیک تر...می خواهم گرمای نفس هایت را احساس کنم...
سرت را روی سینه ام بگذار...
دستت را به دستانم بسپار...
با من حرف بزن...
گوش می کنم...
از دل تنگت با من بگو...از تنهاییت...
تنهاییت را پر می کنم...
فقط بیا...
منتظرت هستم...



بسم الله الرحمن الرحیم...

یاایها الذین ءامنوا!

استجیبوا لله و للرُّسول إذا دعاکم لما یحییکم ..

و اعلموا أن الله یحول بین المرء و قلبه و أنّه إلیه تحشرون (انفال24) 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید!
دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید 

هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که حیات می‌بخشد. ..
و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل است!
و همه در نزد او گرد می آیید..


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۱ ، ۱۸:۲۵
سحاب (فاطمه)
بسم الله الرحمن الرحیم

"قَالَ إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ"

(سوره مبارکه یوسف آیه ی شریفه ی 86)

گفت همانا شکایت و غم و اندوه خود را نزد خدا می برم...
و از خدا چیزی می دانم که شما نمی دانید...

_______________________________________________________________
 
یعقوب هم که باشی صبرت به پایان می رسد...
یعقوب چه بود آنکه تو از پروردگارت می دانستی؟
به من هم یاد بده!
می خواهم غم و اندوهم را تنها به نزد خدایم ببرم...
انما اشکو بثی و حزنی الی الله..
"sahab"

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۱ ، ۱۸:۰۴
سحاب (فاطمه)
بسم الله الرحمن الرحیم..
 
وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء

فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (روم 24)

و یکی از آیات الهی همان رعد و برق است که هم شما را از صاعقه ی عذاب می ترساند

و هم به باران رحمت آسمان که زمین را پس از مرگ زنده می کند امیدوار می گرداند!

در این امر نیز ادلَه ی قدرت ایزد برای اهل خرد آشکار است...


+به زودی باران خواهد بارید!

به رحمت پروردگارم امیدوارم!
 
"sahab"

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۱ ، ۱۰:۴۰
سحاب (فاطمه)

کسی که چشمانش را اولین بار در خانه خدا گشود ،

امروز دستانش را  در دست خدا می گذارد!

مگر  واژه ها را توان آن هست که از علی بنویسند؟!...

علی آن نور آسمانی...

از مولا نوشتن سخت است...

نمی توانم ادامه دهم...

+الهی یاریمان ده تا شیعه ی راستین باشیم...آمین یا رب العالمین...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۱ ، ۰۹:۴۸
سحاب (فاطمه)