دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

***میلاد امام رضا علیه السلام برتمامی دوستداران آن حضرت مبارک باد!***

حسن بن جَهْم نقل می‌کند:

به امام رضا علیه ‏السلام گفتم: مرا از دعا فراموش مکنید.

حضرت فرمود : گمان مى‌کنى که من فراموشت مى‏‌کنم؟..

اندکى در خودم اندشیدم و با خود گفتم: او براى شیعیانش دعا مى‏‌کند و من نیز از شیعیانش هستم.

آن‏گاه گفتم: نه، فراموشم نمى‌کنید.

فرمود : از کجا فهمیدى؟

گفتم : من از شیعیانت هستم و شما برایشان دعا مى‌‏کنید!

فرمود : آیا متوجّه چیز دیگرى جز این شدى؟

گفتم : نه

فرمود : هرگاه خواستى بدانى که نزد من چه جایگاهى دارى، ببین من نزدت چه جایگاهى دارم!..

«اصول کافی جلد چهارم صفحه 270»

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۰۷
سحاب (فاطمه)

آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد      مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود ,,,

سلام 

این پست شاید آخرین نوشته ی من در این شهر باشه!(آپ بعدی ان شاالله شهرجدید-خونه ی جدید)

یکسال و کوله باری خاطره .. یاد .. محبت ...و یه دفترچه تلفن...

دل ویرانه ی من این همه آواره نگرد     خانه ی دوست همینجاست اگر بگذارند..

من از اظهارنظرهای دلم فهمیدم         عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند..

 

*دوستان و خاطرات رو هرگز از یاد نخواهم برد...ان شاالله بازهم دیداری باشه! 

*شعرهای این پست رو از حوالی دلم نوشتم اما شاعر این شعرها من نیستم و صاحبشون رو نمیشناسم ..

*دوستان عزیز وبلاگی تا چند روز دسترسی به نت ندارم امیدوارم چندان طولانی نباشه این مدت :)

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۳۷
سحاب (فاطمه)
نیما: من اسم اینجارو گذاشتم "سقوط فرشته" !

سارا:منم میخوام بپرم !

نیما:با چادر که نمی تونی بپری ... باید چادرتو دربیاری ...

این قانونه سقوطـــه !!!

*سریال "سقوط یک فرشته "_نیما و سارا _ بام تهران_ بالای بانجی جامپینگ
 
 
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۵۴
سحاب (فاطمه)

امام صادق (ع):

پسران ، نعمت‏ اند و دختران خوبى ! خداوند، از نعمت‏ها سؤال مى ‏کند و به خوبى‏ ها پاداش مى‏ دهد .

میلاد بانو حضرت فاطمه ی معصومه (سلام الله علیها) و روز دختر مبارک*

 

 

آنان که برای گیسوان پریشان دخترکان

شعرها سروده اند ؛ گمان نمی کنم هرگز

رقص چادر ت را در باد دیده باشند!...

"sahab"

 

 

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۱۴
سحاب (فاطمه)

ای کسانی که ایمان آورده اید!

از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، چرا که بعضی از گمانها گناه است ... (سوری ی حجرات آیه 12)

 

گفتم: استاد پشت سرم حرف هایی میزنند که دلم می شکند..

گفت: اگر آن گونه که می گویند هستی از گناهت توبه کن!

و اگر دروغ می گویند ، برای آنان آمرزش طلب و خدا را شاکر باش آنگونه نیستی که می گویند ..

"sahab"

پیش هیــــچ آدمــــی به خطاهایتـــــــــــ اعتــــرافـــــ نکــــن

آدمهـــا جنبه نـــدارنــــــد ژستــــــــــــــــــ خـــدایــــی برایتــــــــ مـــی گیـــــرند ...

 

 

۱۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۳۶
سحاب (فاطمه)

به نام خالق بی همتا

تا حالا فکرشو کردی یه روز برا تو هم نامه بنویسه؟..

کسی که خیلی دوستش داری؟

___اینجا___ بخون عاشقانه ترین نامه ها رو!

نامه های امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) به شیخ مفید (رحمت الله علیه)..

*جرقه از وبلاگ:اللهمّ انی اسئلکَــ نگاهـَــت ...

دیده ای عاشقانه تر از این؟..

"اگر عنایات و توجهات ما نبود،

مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت

و دشمنان شما را از بین می‌بردند."

او چقدر به یاد ماست ..

برای ما دعا می کند ..

و ما غافلیم از او ..

ببخش مولای ما برما.. ببخش..

۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۱۰
سحاب (فاطمه)

چند روز پیش وقتی داشتم میومدم خونه ؛ یه ماشینی کنار خیابون پارک کرده بود.

و بچه ای که تو ماشین بود همش داشت گریه می کرد و میگف : بابا تاب بازی!تاب بازی!

اما پدرش وایستاده بود جلوی در و بچه هرچی که گریه و اصرار می کرد نمیذاشت از ماشین پیاده شه!

آخه خیابون خیلی شلوغ بود و پر از ماشین هایی که با سرعت میومدن!

پارک اون طرف خیابون بود ..

اون لحظه یاد کارهای خودم افتادم!یاد خواسته هام و اصرارام!

یاد خدا وقتی مثل یه بابای مهربون بهم میگه : صبر کن عزیزم نمی گم نمیدم اما به وقتش! صبور باش!!

اما من ...

خدا حواسش به اون خیابون بزرگ و شلوغ هست ..

اما من ...

*خدایا به ناله هایم بی اعتنا باش ..

"sahab"

۱۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۲۱
سحاب (فاطمه)

اگر عزیزی را گم کرده باشید، چه می کنید؟

آسوده و بی خیال می نشینید تا کم کم فراموشش کنید؟ 

یا برای یافتن او همه تلاش خود را به کار می برید؟

از این و آن سراغش را می گیرید؟

شب و روزتان را به جستجوی او می گذرانید...

تا آن که او را بیابید یا نشانی از او پیدا کنید؟ 

کدامیک؟؟...

منبع:(everything)

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۱۰
سحاب (فاطمه)
 
خـــــدایا !
از تو میخواهم چـــــــادر  مـــــــــرا

آن چنان با چـــــادر خاکــــــی جده ی ســــادات پیونــــــد زنی....
که اگر جـــــان از

تنــــــــم رودچـــــادر از ســــــــــرم نرود ......

 
 
 
 
 
۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۱۲
سحاب (فاطمه)