دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند ... بیا که صاف شود این هوای بارانی ...

دلتنگی ابرها ...
پیام های کوتاه
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ , ۲۲:۲۳
    چمدان
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۶ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

بگویی "دوستت دارم"

و بشنوی " ما بیشتر"

ما بیشتر ...

ما بیشتر ...

و مطمئن باشی

"ما بیشتر" او

از تمام دوستت دارم هایی 

که شنیده ای

صادقانه تر است.

خدایا شکرت

به داشتنت

و به داشتنش ...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۴ ، ۰۰:۵۷
سحاب (فاطمه)

خواستم از تو بگریزم

از خودم دور شدم....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۴ ، ۲۲:۲۷
سحاب (فاطمه)

چرک نویس های حل مسئله هایم روی میز است نگاهشان که می کنم هیچ چیز معلوم نیست

انگار بچه ای خط خطیشان کرده باشد

فکر می کنم به جای مسئله حل کردن این بار باید مرتب حل کردن را تمرین کنم.

"نظم باید در کوچکترین مسائل نمود داشته باشد." 

"نظم ، مرتب بودن و آراستگی همه نشانی از ذهنی آرام و روحی بزرگ است."

* چند روز پیش برگه های چرک نویس یکی از همکلاسی ها را دیدم آنقدر تمیز و مرتب بود می شد قابش کرد و زد به دیوار اتاق!

بیچاره استادی که بخواهد ورقه های امتحانی من را تصحیح کند!!!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۰:۱۳
سحاب (فاطمه)

ضعف که نشان دادی...

آماده حمله گرگ ها باش...

گرگ ها بوی خون را زود میفهمند...

و مواظب باش فریب سفیدی پاهایشان را نخوری...

و مبادا در را به رویشان باز کنی...

شکارچی ناجی شاید باشد... شاید نباشد...

پس یا ضعیف نباش یا آن را نشان نده!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۱۹:۱۱
صاعقه

هنوز قانع نشدم ک تنهایی خوب باشد

ولی قبول که هر کسی به اوقاتی برای تنها بودن و گفت و گوهای درونی نیاز دارد

اوقاتی که تنهایی فقط جسمی باشد، تنهایی روحی عذاب آور است.

تمرین میکردم که حرف های نگفته را بشنوم

امروز از بس وسایل خانه با من حرف زده اند گذر روز را نفهمیده ام

لباس هایی که شسته شدن می خواستند

آینه ای که پاک کردن میخواست

کتاب هایی که می خواستند خوانده شوند

سوالی که روی میز مانده بود و جواب میخواست

فکر میکنم از بس حرف می زنم فرصت گوش کردن کمتر دارم!

راه چاره خوبیست نوشتن برای کمتر حرف زدن

حرف زدنی که مخاطبش فقط خودت باشی و کسی مجبور نباشد به گوش کردن

این که برای پر کردن وقت فراغت خودت پر حرفی کنی این هم حتما حق الناس است.

درس های نخوانده صدایم می زنند! :-)

*اینکه گاهی تاریخ انتشار مطلبی چند ساعت بعد باشد یعنی امید به آینده!

امضا:السابقون السابقون اولئک المقربون

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۹:۴۹
سحاب (فاطمه)

بعضی وقت ها بزرگتر ها

یادشان می رود جوانیشان

یادشان می روند اشتباهاتشان

و سخت می بخشند ...

* نمیدانم بعضی ها وانمود می کنند از تنهاییشان لذت می برند

یا تنها بودن واقعا لذتی دارد؟!

مدتی است عقایدم محصور شده اند

دوست داشتنی هایم

علایقم

و حتی ارزش ها

نمیدانم شاید تا وقتش نشود نمیشود این پیله پاره شود

استادی میگفت " گیر کردن میان تضادها اولین مرحله برای صعود است."

اگر آنچه در درونت می گذرد به چالش کشیده نشود می گندد.

ولی با این همه تضاد نمی شود

باید سبک تر شوم 

باید دور ریختنی ها را دور بریزم

چرا من اینها را اینجا می نویسم؟!

نمیدانم :-)

کتاب "رد پای نور" را میخواندم _ سیر تربیتی استاد صفایی حایری_

رزق امروزم رزق وسیعی بود! خداروشکر

چقدر هوا سرد شده!!!! 

نمیدانم اگر تا صبح در محوطه خوابگاه بنشینم کسی نگران نبودنم می شود یا نه

ولی به امتحانش نمی ارزد بدجوری سردم است :-)

امضا : " السابقون السابقون، اولئک المقربون"

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۱۸:۱۰
سحاب (فاطمه)